السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

33

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى)

وحى نازل شد ، على و دو فرزندش و فاطمه را دربرگرفت و زير پيراهنش وارد كرد و فرمود : « پروردگارا ! اينان اهل من و خانواده‌ى من هستند » . او را دشنام نمىدهم به جهت اين كه ذكر شده است هنگامى كه در جنگ تبوك او را جا گذاشت ، على گفت : مرا با زنان و كودكان جا گذاشتى ؟ فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پس از من نبوّتى نيست ؟ » و او را دشنام نمىدهم از آن‌جهت كه روز خيبر را به ياد آوردم ، آن‌گاه كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « به يقين پرچم را به دست مردى مىدهم كه خداوند و رسولش او را دوست مىدارند و او خداوند و رسولش را دوست مىدارد . و خداوند بر دستانش پيروزى بخشيد » . ما گردنكشى كرديم . فرمود : على كجاست ؟ گفته شد : چشم‌درد دارد . فرمود : او را بخوانيد . او را حاضر كردند . در چشمانش آب‌دهان انداخت . سپس پرچم را به او داد و خداوند بر دستانش پيروزى بخشيد . گفت : به خدا سوگند ، معاويه حرفى با او نزد تا اين كه از مدينه خارج شد . « 1 » 13 - 15 . محمّدبن‌بشّار ، از محمّد ، از شعبه ، از حكم ، از مصعب‌بن سعد كه گفت : در جنگ تبوك ، رسول خدا صلى الله عليه و آله على را جا گذاشت . گفت : اى رسول خدا ، مرا در ميان زنان و كودكان جاى مىگذارى ؟ فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ » « 2 » 14 - 15 . ابوعبدالرّحمان گفت : ليث سند را به گونه‌اى ديگر باز گفت : از حكم ، از عايشه‌بنت سعد ، مرا خبر داد حسن‌بن‌اسماعيل‌بن سليمان مصيصى خالدى ، از مطلب ، از ليث‌بن‌حكم ، از عايشه بنت‌سعد كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله در جنگ تبوك به على فرمود : « تو نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى هستى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست » . 15 - 15 . ابوعبدالرّحمان گفت : شعبه حفظش بيشتر است ، و ليث ضعيف است و حديث را عايشه دختر سعد روايت كرده است : زكريابن‌يحيى ، از ابومصعب دراوردى ،

--> ( 1 ) . الخصائص ، نسايى : 73 رقم 54 . ( 2 ) . همان : 74 رقم 56 .